
ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ ﴿49﴾ يوسف
آنگاه پس از آن سالى فرا مىرسد كه به مردم در آن [سال] باران مىرسد و در آن آب ميوه مىگيرند

تعريف خشكسالي:
خشكسالي عبارت است از يك دوره ممتد كمبود بارش كه منجر به صدمه زدن محصولات زراعي و كاهش عملكرد مي شود.
تعريف عملي خشكسالي:
در تعريفي عملي از خشكسالي براي كشاورزي مقدار بارندگي روزانه با مقادير تبخير و تعرق مقايسه مي شود تا سرعت تخليه رطوبت خاك تعيين شود و اين روابط بر حسب ميزان تاثيرات خشكسالي بر رفتار گياه در مراحل مختلف نمو گياه بيان گردد.
دربيشتر تعاريفي كه در مورد خشكسالي قابليت انطباق زراعت با شرايط اقليمي مورد نظر مي باشد بارندگي به صورت نرمال حدود هزار ميلي متر در سال مي باشد. با آسودگي خاطر گوسفند خود را به چرا مي برد. در صورتي كه بارندگي در مرتع فوق در يك سال به 750 ميليمتر كاهش يابد. عليرغم اينكه سال قبل نرمال بوده براي مرتع دار سال خشك محسوب مي شود.
براي مرتعدار ديگري كه در يك ناحيه نيمه خشك كار مي كند و در آن منطقه ساليانه بطور متوسط 300 ميليمتر بارندگي دارد. بارش 750 ميليمتر در سال بعنوان يك ركورد سال مرطوب و پر باران در نظر گرفته مي شود و مرتعدار در اين ناحيه با توجه به باران اضافي كه مشكلاتي نظير غرقاب شدن مرتع و خيس بودن خاك، تهيه محل سرپوشيده براي دام و انبار كردن محصول، گل آلود بودن جاده و مشكلات شخم و نيز برداشت محصول زير باران بوجود مي آورد از بارش اضافي خشنود نخواهد بود.
شاخصهاي خشكسالي
در هواشناسي كشاورزي، خشكسالي بعنوان يك خشكي غير معمول و اتفاقي است كه در يك يا چند سال اتفاق مي افتد.
.
در حقيقت در مناطق خشك و نيمه خشك اگر باران خارج از فصل ببارد نه تنها اين بارش مفيد نيست بلكه خساراتي نظير سيل يا تخريب مرتع را به همراه دارد. در چنين مناطقي اگر در فصل بارش با فواصل زماني معين بارش نداشته باشيم بطوريكه رشد گياه تداوم نيابد و با شروع بارانهاي بهاري با تاخير همراه باشد خشكسالي پيش بيني مي گردد. در تعاريف خشكسالي كشاورزي تنها عامل بارش نمي تواند تعيين كننده شاخص باشد..
در خشكسالي كشاورزي موضوع به شاخصهاي خشكسالي كشاورزي محدود مي شود كه نشان دهنده درجه يا مقدار تاثير پذيري گياه به كمبود غير معمول رطوبت خاك است. كمبود رطوبت ممكن است از كاهش غير عادي آب در خاك و يا نياز رطوبتي زياد گياه بصورت غير معمول ناشي شده است.
در حاليكه كاهش توليد آب براي چهارپايان معمولاً جنبه اي از خشكسالي كشاورزي است ولي در واقع اين مشكل جدا از مسائل كشاورزي است. زيرا اين نوع كمبود آب هيچگونه ارتباطي با رطوبت خاك ندارد. مي توان كمبود آب براي چهارپايان را در واقع نوعي خشكسالي هيدرولوژيكي بحساب آورد كه با خشكسالي كشاورزي فصل مشترك دارد.
خصوصيت خشکسالي
برنامه ريزي براي خشکسالي و مديريت پيشگيري از وقايع ناشي از آن که به خوبي مشخص و قابل تشخيص براي همه هستند، خشکسالي تقريباً از حوادث غيرقابل پيش بيني است. برنامه ريزي براي مواقع خشکسالي و مديريت منابع آب نياز به تعاريفي دارد که خشکسالي را تعيين مي کند. کمبود خصوصيت هاي خشکسالي مي تواند يک عامل مهم در برنامه ريزي باشد و دليل آن اين است که به برنامه ريزي براي خشکسالي و مديريت منابع آب هنگام خشکسالي کمتر از آنچه سزاوار آن بوده، توجه شده است.
تصادفي بودن خشکسالي
اين نکته که خشکسالي از لحاظ تاريخي چه موقع به وقوع مي پيوندد، بسيار مورد توجه دولت ها بوده است. آن چيزي که بيشترين مانع براي برنامه ريزي جهت جلوگيري از کمبود آب در مواقع خشکسالي است، در خشکسالي دو چيز کاملاً نامشخص باقي مانده است؛ يکي تکرار آن و ديگري سختي و شدت آن بنابراين برنامه ريزي جهت کاهش هزينه هايي که ناشي از خشکسالي است و نيز سختي و شدت آن لازم است.
پديده خشکسالي
مانع ديگر براي برنامه ريزي خشکسالي مربوط به ذات پديده خشکسالي است. اگر چه خشکسالي روي افراد تاثير مي گذارد، در زمان خشکسالي مشکلات جامعه مشخصات ويژه يي دارد. تمايل هر فرد براي استفاده از امکانات جمعي به حداکثر خود براي دريافت سريع آنان مي رسد. نتيجه آن کاهش و زوال کليه امکانات جمعي و همگاني جامعه است. اين پديده بهترين سياست غيرقابل اجرا را ايجاد مي کند مگر آنکه به وسيله دولت اجرا شود. اشخاص تجربه شان از خشکسالي، کمبود آب است و اين در حالي است که راه هاي موثر براي مقابله با کمبودهاي آب محدود است.
هزينه خشکسالي
کمبود اطلاعات درباره هزينه خشکسالي دليل ديگري براي اين است که فقط مسائل حاشيه يي در برنامه ريزي براي خشکسالي مدنظر قرار مي گيرد. وقتي هزينه هاي واقعي خشکسالي شناخته شدند، خسارات خشکسالي مي تواند خسارات ناشي از ساير بلاياي طبيعي را نيز کمتر کند. براي مثال کشور استراليا اعلام کرد در دوره زماني سال هاي 1975- 1945 هزينه هاي خشکسالي چهار برابر هزينه هاي ساير بلاياي طبيعي بوده است. به علاوه تمام هزينه ها با هزينه هاي خشکسالي ترکيب شده و به طور واضح قابل تشخيص نيستند. اثرات اجتماعي خشکسالي ها و هزينه هاي ترکيب شده چگونگي تاثيرات آنها در جامعه و اينکه چه کساني نهايتاً از اين خشکسالي تاثير مي پذيرند، بايد بيش از گذشته مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرند. رنج هاي انسان کمتر مي تواند عاملي باشد که در ارزيابي هزينه ها اندازه گيري شود. همچنين هزينه هاي غيرمستقيم بسيار بيشتر از هزينه هاي مستقيم هستند و نيز به خاطر طبيعت منتشرشونده، تشخيص و تعيين آنان مشکل است و عموماً نامشخص باقي مي مانند. تا زماني که اين هزينه ها نامشخص باقي بمانند، تصميم گيران اطلاعات ناقصي در ارتباط با هزينه خشکسالي خواهند داشت.طول زمان خشکسالي نيز تاثير قابل توجهي روي هزينه هاي کلي دارد. خشکسالي هاي طولاني به مراتب هزينه برتر از خشکسالي هاي کوتاه تر هستند. يک خشکسالي پايدار مانند آنکه در دهه 1930 اتفاق افتاد، مي تواند هزينه هاي اجتماعي و اقتصادي را که هيچ وقت پيش بيني نشده است، در پي داشته باشد.
مایه حیات و فراوانترین ماده مرکب بر روی سطح کره زمین و بستر اولیه حیات به شکلی که امروزه میشناسیم. بیش از ۷۵٪ جرم یک انسان از آب تشکیل شدهاست و نیز بیش از ۷۰٪ سطح کره زمین را آب پوشاندهاست با وجود این حجم عظیم آب تنها دو درصد از آبهای کره زمین شیرین و قابل شرب است و باقی آن به علت محلول بودن انواع نمکها غیر قابل استفادهاست. از همین دو درصد آب شیرین بیش از ۹۰ درصد به صورت منجمد در دوقطب زمین و دور از دسترس بشر واقع شدهاست.

استفاده از آب
میانگین جهانی توزیع میزان استفادهٔ آب در بخشهای مختلف در سال ۲۰۰۳ به صورت زیر بود
- کشاورزی:حدود ۶۹٪
- صنعت :حدود ۲۳٪
- مصارف خانگی: حدود ۸٪
وضعیت کنونی بحران آب در جهان
اگر چه حجم کلی آبهای موجود بر روی زمین نسبتا زیاد مینماید اما متجاوز از ۹۷٪ این آبها در دریاها واقیانوس ها متمرکز هستند و حدود ۲٪ نیز به صورت یخ و یخچالها در مناطق قطبی تجمع یافتهاست. از یک درصد آب باقی مانده نیز بخش زیادی در اعماق زمین بوده که استخراج آن مشکل و از دسترس به دور است.
بهعلاوه، منابع آب شیرین در سطح زمین بهطور یکنواخت توزیع نشدهاند. درحال حاضر، ۹ کشور ۶۰٪ کل منابع آب شیرین را به خود اختصاص میدهند:کانادا ، چین،کلمبیا،پرو،برزیل، روسیه، آمریکا، اندونزی وهند.
در مقابل حدود ۸۰ کشور با کمبود آب مواجهاند که برخی از آنها تقریباً به هیچ منبع آب شیرین قابل توجهی دسترسی ندارند:کویت ،بحرین،مالت، و...
با توجه به افزایش روزافزون جمعیت، توسعهٔ صنایع و افزایش آلودگی منابع آب شیرین، دسترسی به آب کافی و مناسب در برخی از کشورها به یک بحران جدی تبدیل شده است.
طبق آمارسازمان ملل متحد در سالهای اخیر
- ۱٫۱ میلیارد نفر به آب آشامیدنی دسترسی ندارند.
- ۲٫۶ میلیارد نفر به آب کافی برای بهداشت دسترسی ندارند.
- ۷۰۰ میلیون نفر در ۴۳ کشور با مشکل کمبود پیوستهٔ آب مواجه هستند.
- ۱٫۸ میلیون کودک زیر ۵ سال هر روز از ابتلا به اسهال به علت آشامیدن آب ناسالم میمیرند.










