نویسنده : علی حاتمی
تاریخ :

 

حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۸﴾ النمل

تا آنگاه كه به وادى مورچگان رسيدند مورچه اي ‏اى [به زبان خويش] گفت اى مورچگان به خانه‏هايتان داخل شويد مبادا سليمان و سپاهيانش نديده و ندانسته شما را پايمال كنند

 

در دنیا هزاران نوع مورچه زندگی می کند ، که عاداتشان مانند انسانها با یکدیگر تفاوت بسیار دارد، به همین جهت مکالمه و نوع زبان آنها نیز با یکدیگر متفاوت است . برای فهم بیشتر اختلافات در آنان، به پاره ای از انواع مورچه ها اشاره می نماییم.

 " مورچه های کشاورز"

نوعی مورچه به نام مورچه سائو، برگها را در انبارهای زیر زمینی خود جمع می کنند و از فضولات کرمینه مخصوصی، آنها را کود می دهند، در نتیجه نوعی قارچ بر این برگها می روید که مورچه ها آن را می خورند . بشر به تازگی پی برده است قارچ ها در تاریکی بهتر می رویند، اما مورچه ها این سر طبیعت را هزاران سال است که می دانند.

 

"مورچه های برده دار"

مورچه هایی هستند که از خود غلام دارند و مورچه های ناتوان تر از خود را به بندگی می گیرند . به این منظور پیله مورچه های دیگر را می دزدند و می پرورانند ، هنگامی که این پیله ها مورچه شدند، برای آنها کار می کنند و از آنها فرمان می برند.

این غلامداری در برخی از مورچه ها به جایی رسیده که اگر غلامی در کار نباشد، مورچه های کارفرما حتی غذای خود را نیز نمی تواند به دست آورند. 

 

"مورچه های دامدار"

یک نوع شته از برگ درختان، نوعی عسل می سازد که مطبوع طبع مورچه ها است. مورچه ها این شته ها را اسیر کرده و به لانه های خود می برند، برای آنها برگ و آذوقه تهیه می کنند و مانند چوپانی که از گوسفند مراقبت می کند، از این شته ها مواظبت می نمایند، تا از عصاره و شیره ای که می سازند ، استفاده کنند.

 

"مورچه های گوشتخوار"

در میان مورچگان از همه هراس انگیزتر مورچه لشکری است، که در مناطق گرمسیر زندگی می کند و تنها گوشت می خورند . این مورچگان چون لشکرمی کشند، ستونی به پهنای چندین سانتی متر ودرازای صدها مترپدید می آورند. دراین ستون مورچه های کارگر پیله ها را حمل می کنند و سربازان در پیش و پس لشکر در حرکتند. در میان سپاه آنها، مورچه های درشت تری دیده می شود، که افسران سپاه محسوب می شوند. هنگامی که این ستون به حرکت درآید، هیچ چیز جز آب یا آتش قادر نیست از حرکت آنها پیشگیری نماید. گاهی که آب سیل آسا نباشد، مورچه ها به هم چسبیده ، خود را به صورت طنابی درآورده و برآب رها می کنند و به این ترتیب پلی بر روی آب می سازند، تا سایر مورچه ها از روی آب بگذرند. ولیکن مورچه هایی که خود، پل را تشکیل می دهند، در آب غرق می شوند و این نوعی از فداکاری آنها برای هم نوع خویش محسوب می گردد.

 

 

"وسیله نطق مورچه"

شرط حتمی سخن گفتن و فهماندن مقصود، زبان نیست. بلکه هر وسیله ای که برای تفهیم مقاصد به کار رود ، به منزله زبان است و مکالمه هم به هر نحوی که باشد، نطق نامیده می شود. حیوانات با ژست های مخصوص ، حرکات خاص و یا با صدا و نطق، مکالمه می کنند و به طرف مقابل مقصود خود را می فهمانند.از مورچه ها، کسی با گوش خود صدایی نشنیده، ولی مکالمه آنها را، که ظاهراً با شاخک های خود انجام می دهند، کم و بیش دیده شده است. مورچه ها در مسیر حرکت خود وقتی به هم می رسند ، توقف کوتاهی می کنند ، شاخک های خود را تکان داده و با پخش امواج یا احتمالاً صدایی که برای ما مفهوم نیست با هم صحبت می کنند . در این موضوع جای هیچ شبه ای نیست. وقتی طعمه ای نسبتاً سنگین در برابر مورچه ای که در تلاش کسب روزی است  قرار بگیرد ، این مورچه برای حمل آن کوشش خود را خواهد کرد، وقتی کاملاً مطمئن شود که از نقل آن به لانه عاجز است، طعمه را واگذاشته و به لانه خود مراجعه می کند. طولی نمی کشد که چند مورچه به دنبال هم به راه افتاده، تا به محل طعمه آمده و با کمک یکدیگر آن را به لانه حمل می کنند. این مورچه ، همنوعان خود را چگونه از وجود طعمه در محل معین آگاه کرده است؟ اما به هر وسیله که بوده، مقصود خود را به همجنسان خویش فهمانده است؟ در لانه مورچه ها اتفاقات عجیب و غریبی می افتد. از جمله تقاضای مورچه گرسنه از مورچه سیر است. به این شرح که: مورچگان به عده ای از همنوعان خود به اندازه ای شهد می خورانند که حکم خمره مربا را پیدا می کنند و این مورچه ها در محلی آویزان می شوند، تا در موقع نیاز به مورچه های نیازمند شهد تحویل دهند. هر گاه مورچه ای گرسنه شود، به نزدیک این کوزه های زنده آمده، با حرکت دادن شاخکها و بیان احتیاج، شهد مطالبه می کند . مورچه پرخور هم قطره ای عسل به کام دوستش ریخته و شکم او را هم سیر می نماید. این هم نوعی همکاری در عالم مورچه ها است.

 

 منبع :تيبان

نویسنده : علی حاتمی
تاریخ :

َحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِينَ ﴿۷۳﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿۷۴﴾ الواقعة

ما آن را [مايه] عبرت و [وسيله] استفاده براى بيابانگردان قرار داده‏ايم پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى.

 

موقعيت و شاخص هاي کلي دشت لوت :

  دشت لوت محدوده اي است بين استان هاي خراسان جنوبي ، سيستان و بلوچستان و کرمان .دشت لوت  بين دو گسل نهبندان در شرق و ناي بند  در غرب  قرار دارد.  حد شمالي آن در حد مدار 32 درجه  و حد جنوبي در حد مدار 28 درجه است .  وسعت حوضه آبگير دشت لوت ، حدود 175 هزار کيلومتر مربع  ( يک دهم مساحت کشور)   طول آن از شمال به جنوب حدود 900 کيلومتر و غرب به شرق حدود 300 کيلومتر است .   پست ترين  نقطه دشت لوت  190 متر از سطح دريا است(لوت مرکزي)  دشت  لوت جايگاه رخداد زمين لرزه هاي بزرگ و مهمي بوده است.  در پاي کوه هاي مشرف به کوير بزرگ لوت آثاري از سکونت انسان  از هزاره چهارم پيش ز ميلاد  مسيح مشاهده شده  است. بزرگترين ناحيه جمعيتي دشت لوت « شهداد » که در گذشته هاي دور به آن خبيص مي گفتند . دره سيرچ و ناحيه مسکوني آن  به همين نام يکي از زيباترين چشم انداز هاي سر سبز حاشيه  اين دشت اسرار آميز است .

  اشکال شگفت انگيز دشت لوت در واحد هاي جغرافيايي

دشت  لوت  نمايشگاهي طبيعي از  شگفت انگيز ترين عوارض بياباني دنيا است :  بزرگترين شهر کلوخي جهان..  منطقه کلوتها از دور به خرابه هاي  شهري بزرگ مي ماند. که توصيف هاي گونان از آن شده است نظير :  شهر خيالي و يا شهر لوتنمايشگاهي از مرتفع ترين هرمهاي ماسه اي  دنيا  که ارتفاع برخي از هرم ها گاه به 480 متر مي رسد  . وجود بيش از 40  مخروط آتشفشان کواترنر در سطح دشت لوت . پهنه هاي وسيع ماسه و ريگ با طيف  رنگي   قهوده اي روشن تا خاکستري و سياه   نظير. «گدار باروت » که چون خاک آن سياه و شبيه باروت است به اين نام خوانده مي شود.  نمايشگاهي از دشت هاي گدازه اي  بازالتي چاله چاله نظير « گندم بريان »   نمايشگاهي از پهنه هاي شني مواج  نمايشگاهي از  بزرگترين نبکا هاي جهان تپه هاي شني پوشيده از گياه  که يکي   از شگفتي هاي هم زيستي  خاک و آب و گياه است. اين نبکا ها به گلدان بيابان نيز ناميده شده اند .  نمايشگاهي از مرتفع ترين ربدو ها  ((Rebdou  ( ربدو ها مشابه نبکا ها  با ابعاد بزرگتر شکل هاي پيچيئه تر  در لوت غربي مي باشند.) نمايشگاهي از پهنه هايي با اشکال هندسي چند ضلعي  که حاصل  قشر نمکي ضخيم و تبخير شديد سطح زمين است .نمايشگاهي از اشکال کويري شگفت انگيز  نظير کوير پاشتري، (سطح اين نوع زمين ها اينطور بنظر مي رسد که پس از بارنگي زياد خيس شده و تعدادي شتر روي آن راه رفته اند. )   نمايشگاهي از دشت هايي با خاک هاي ريگي نظير  هامادا  Hammada

  واحد هاي جغرافيايي دشت لوت

دشت لوت  به  سه واحد هاي جغرافيايي تقسيم شده است:

۱ – لوت شمالي :

از  عناصر ريگ ، شن و ماسه تشکيل شده است و حد جنوبي آن را بريدگيهاي نا منظم مشرف به چاله «رود شور بيرجند»  تشکيل مي دهد.  ناهمواري هاي ماسه اي به شکل سفره هاي ماسه اي در آن وجود دارد.

۲– لوت مرکزي

شگفت انگيز ترين قسمت دشت لوت است . در قسمتهاي شرقي لوت مرکزي تپه ها و توده هاي عظيم و بهم پيوسته ماسه اي قرار گرفته و سطح قابل توجهي از لوت را به عرض متوسط 52 کيلومتر وطول متوسط 162 کيلومتر در لوت  پوشانده است. بخشي از ناهمواري هاي لوت مرکزي داراي پوشش گياهي بوده و بخش غربي آن فاقد پوشش گياهي است . از نظر ژئو مورفولوژي لوت مرکز ي  به سه منطقه اصلي( از غرب به شرق )  تقسيم شده است .

الف –دشت سر Pediment

 به عرض 5 تا 10 کيلومتر به صورت نواري سطح آن را ماسه و لاي(silt )و نمک پوشانده است( جنوب شهداد)  

ب- کلوت ها

 کلوت ها( کلوت صطلاح محلي است )  به خندق هاي بسيار عظيم که حاصل فرسايش آبي و بادي است به عنوانپديده اي بي نظير در دنيا شناخته شده است . «رود شور»  در مرطوب کردن ديواره اين کلوت ها اثر کافي داشته و فرسايش هاي آنها را تسهيل کرده است.منطقه کلوت هاي در 43 کيلومتري شهداد (24 کيلومتري ده سيف )قرار دارد و در مساحتي به عرض متوسط 80 کيلومتر و طول متوسط 145 کيلومتر را تشکيل داده اند. مهمترين بادي که ديواره هاي کلوت ها را فرسايش مي دهد  باد هاي 120 روزه سيستان است .در فاصله کلوت ها زمين پوشيده از ماسه بادي است و در نقاطي که ماسه بادي نيست زمين از نوع رس لائي و رس است .

 ج- تپه هاي ماسه اي

در شرق لوت مرکزي منطقه اي به عرض 50 کيلومتر  و طول 100 کيلومتر متر را تشکيل مي دهند.  ارتفاع اين تپه هاي ماسه اي تا 500 متر هم مي رسد ( ماخذ شماره4).   نا همواري هاي ماسه اي به اشکال بارخان ( Barkhan )  – هرم هاي ماسه اي –سيف (sif) و تپه هاي طولي ديده مي شود .

 سه - لوت جنوبي(لوت زنگي) :

لوت جنوبي يا لوت زنگي از  غني ترين قسمت چاله لوت ا از نظر پوشش گياهي است . نگاهي کوتاه به نبکا  Nebka پديده شگفت انگيز دشت لوت  در حدود 20کيلومتري شهداد ،درختان و درختچه هاي گز در گلدان هاي بياباني لوت جاي گرفته اند که به آن نبک  گفته مي شود يا تل هاي گياهي . زمين هاي بين نبکا ها پوشيده از ماسه است. نبکاها عموماٌ  در سطح همواري که ميزان ماسة آن متوسطو سطح آب زير زمين بالا بوده و يا رطوبت موجود کافي براي حيات پوشش گياهي باشد ظاهر مي شوند . عناصر تشکيل دهنده نبکا شامل ماسه – لاي ، رس و سلت است . شکل نبکا تابعي است از اندازه ، تراکم و ميزان رشد گياه ميزبان  . گونه هايي نظير دسته اي از گرامينه ها ، درختچه هاي تاغ،گز و.. مي باشند در کوير لوت گونه گياه گز ( Tamarix) از گونه هاي ميزبان نبکا ها هستند .ارتفاع  نبکا ها از چند دسيمتر تا چند متر و طول آن از يک متر تا 10 متر مي رسد شايان ذکر است گياهان منفرد بايد ارتفاعي بيش از 10 الي 15 سانتي متر داشته باشند تا اينکه بتوانند ماسه ها را کنترل نمايد . اگر دانه هاي ماسه چسبندگي نداشه باشند به عبارتي عناصر رس و لاي نداشته باشند حجم آنها با تغيير و سرعت باد تغيير مي يابد . با افزايش ميزان رسوب، گياه براي جلوگيري از مدفون شدن به رشد خود در جهت بالا ادامه مي دهد اين رشد تا آنجا است که ريشه گياه در ارتباط با سطح آب زير زميني باشد اما جايي که آب زير زميني افت مي کند  اين ارتباط قطع و  تخريب نبکاآغاز مي شود  که سرانجام  به مرگ نبکا مي انجامد. نبکا هاي چندين ساله و دائمي در تغيير سطح سفره آب زير زميني ، هرزآبها ، تبخير و تعرق ، کنترل رسوبات بادي در منطقه نقش اساسي دارند ربدو ها  Rebdouبا ابعاد بزرگتري ء از نبکا ها متمايز مي شوند. طول آنها به 2 تا 7 متر و عرضشان به 1 تا 5 متر مي رسد . غير از ابعاد،  شکل ربدو ها نيز پيچيده تر از نبکا  ها است . و گاهي چندمخروط را نشان  مي دهد که کنار هم قرار گرفته اند . مرتفع ترين ربدو ها در لوت غربي ديده مي شود که گاه ارتفاع آنها به 12 متر مي رسد ( بلندي يک ساختمان 4 طبقه )

 

 

منبع: كانون ديده بانان زمين