شما الان در این روز سایت کشکول جغرافیایی را مشاهده می فرمایید :

همه چیز از خلیج فارس

برگ گلی از بهار بیکران جغرافیای هستی

استان کرمانشاه

فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُون﴿4﴾الروم

[فرجام] كار در گذشته و آينده از آن خداست و در آن روز است كه مؤمنان از يارى خدا شاد مى‏گردند

 

استان کرمانشاه

 
کرمانشاه

 

استان كرمانشاه با حدود 24434 كيلومترمربع وسعت در ميانه ضلع غربي كشور ، بين 33 درجه و 36 دقيقه تا 35 درجه و 15 دقيقه عرض شمالي و 45 درجه و 24 دقيقه تا 48 درجه و 30 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است . اين استان از شمال به استان كردستان ، از جنوب به استان هاي لرستان و ايلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است .

استان كرمانشاه در سال 1375 داراي 11 شهرستان ، 19 شهر ، 24 بخش ، 83 دهستان و 2793 آبادي داراي سكنه بوده است . شهر كرمانشاه مركز شهرستان و استان كرمانشاه است . شهرستانهاي استان كرمانشاه عبارتند از : اسلام آبادغرب ، پاوه ، جوانرود ، سرپل ذهاب ، سنقر ، صحنه ، قصرشيرين ، كرمانشاه ، كنگاور ، گيلانغرب و هرسين .

 

بخشهاي تابعه

كرمانشاه يكي از باستاني ترين شهرهاي ايران است كه گفته مي شود توسط طهمورث ديوبند - پادشاه افسانه اي پيشداديان ، ساخته شده است . برخي از مورخين بناي آن را به بهرام پادشاه ساساني نسبت مي دهند . كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساساني به اوج عظمن خود رسيد . در قرن چهارم يكي از مورخان اسلامي از كرمانشاه به عنوان شهري زيبا در ميان اشجار و آبهاي روان ياد كرده است .

تاورنيه ، جهانگرد و بازرگان فرانسوي ، كرمانشاه را به عنوان شهركي پرنعمت و آباد وصف كرده و چنين نوشته است : « هم زمان با حمله افغان و سقوط اصفهان كه طومار فرمانروايي خاندان صفوي در نورديده شد ، كرمانشاه به حرم قرب جوار ، با تهاجم عثماني ها مواجه گرديد و بار ديگر شهر رو به

خرابي نهاد . » نادرشاه به منظور آمادگي در مقابل تجاوز عثماني هاي ، به اين شهر توجهي خاص مبذول داشت . در اوايل حكومت شاه اسماعيل صفوي سلطان مراد آق قويونلو با 70 هزار نفر كرمانشاه و همدان را اشغال كرد .

صفويه  براي جلوگيري از تجاوز احتمالي امپراطوري عثماني اين شهر را مورد توجه قرارداد . در زمان شيخ عليخان زنگنه صدراعظم صفوي به آباداني و رونق كرمانشاه افزوده شد ، ولي در دوره افشاريه مورد هجوم عثماني ها قرار گرفت . اما نادر شاه عثماني ها را به عقب راند ، ولي در اواخرزندگي نادرشاه ، كرمانشاه با محاصره و تاراج عثماني ها مواجه شد . كرمانشاه در عهد زنديه دستخوش آشوب فراواني گرديد . به طوري كه كتاب « تحفه العالم » عبدالصيف جزايري از كرمانشاه به عنوان خرابه نام برده شده است . در دوره قاجار تا حدي از حملات عثماني ها به ناحيه كرمانشاه كاسته شد . به طوري كه در سال 1221 هـ . ق محمدعلي ميرزا به منظور جلوگيري از تجاوز عثماني ها در كرمانشاه مستقر شد .

در سال 1267 هـ . ق ، امام قلي ميرزا از طرف ناصرالدين شاه به سرحدادي كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد و در همين دوره بناهايي را احداث و به يادگار گداشت . اين شهر در جنبش مشروطه سهمي به سزا داشت و در جنگ جهاني اول و دوم به تصرف قواي بيگانه درآمد و پس از پايان جنگ تخليه شد . در نتيجه جنگ تحميلي عراق عليه ايران ، اين شهر خسارات زيادي ديد و پس از جنگ اقدامات موثري در جهت بازسازي آن صورت گرفت .

 

اسلام آباد غرب

نام اسلام آباد غرب نخست « مندلي » بود . بعد از حمله عربها ، يكي از سرداران عرب به عمران و آيادي آن پرداخت و به مرور زمان به شهر « هارون آباد » معروف شد . در سال 1309 هـ . ش نام شهر به شاه آباد غرب تغيير يافت .

بعد از انقلاب اسلامي در سال 1357 ، نام اين شهرستان به اسلام آبادغرب تغيير داده شد . اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروانسراهايي براي اقامت تجار ، مسافران و زايران عتبات عاليات احداث شد .

بعضي از بخشهاي اين شهرستان سابقه اي تاريخي دارند :

بخش ماهيدشت در دوره اشكاني ها به « نيستاه » معروف بوده و به دليل آب و هوا و مراتع خوب ، محل پرورش اسب جنگاوران اشكاني بوده است . در زمان صفويه اين ناحيه ماهيدشت ناميده شد و كاروانسراهاي شاه عباسي در آن بنا گرديد .

بخش كرند در دامنه كوهستان واقع شده و آب و هواي معتدلي دارد . مورخان ، صنعتگران و آهنگران كرندي را حتي در عهد داريوش هخامنشي با ذوق فراوان ذكر كرده اند .

 

پاوه ( اورامانات )

نام پاوه را به پاوه ، سردار يزدگرد سوم - آخرين شاهنشاه ساسانيان - منسوب مي دانند كه جهت جلب حمايت اكراد روانه اين منطقه گرديد و مورد احترام اهالي قرار گرفت . بعدها به خاطر تجليل از آن سردار ، اين ناحيه را پاوه ناميدند كه در كتابهاي عربي « فاوج » آمده است .

قلعه دژ و پاسگه كه هنوز در پاوه وجود دارد بازمانده برج و باروي عهد آن سردار است . ظاهراً در محلي نزديك پاوه كه اكنون « جنگاه » گفته مي شود ، مردم پاوه با سعد و قاص جنگيده اند . همچنين معني كلمه اورامانات از اورتن ( اورامان ) - نام يكي از سروده هاي دين زرتشتيان - گرفته شده است .

سرپل ذهاب

سرپل ذهاب در جوار ويرانه هاي شهر قديمي حلوان بنا شده و قلعه مخروبه اي نيز در نزديكي آن قرار دارد . سرپل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران باستان بوده كه در زمان حمله عربها به ايران از بين رفته و آثاري از پايه هاي آجري آن به جا مانده است .

در كتب تاريخي از اين ناحيه به عنوان « زهاو » مركز ايالت حلوان نام برده شده است . كلمه ذهاب در لغت به معني « آب مقطر ، خوب و همچنين به معني چشمه و منبع آب » آمده است . ظاهراً به علت چشمه سارها و سرابهاي فراون ، اين شهر به ذهاب مشهور شده است . نام ديگر اين ناحيه « سرپل » است كه از نام پلي بر روي رودخانه الوند در 12 كيلومتري ذهاب اخذ شده است . اين پل در سال 1345 هـ . ش تخريب شده است . اين شهر كه طبيعتي بسيار زيبا دارد در جنگ تحميلي آسيب فراوان ديد ولي بعد از جنگ دوباره بازسازي و نوسازي شد .

 

سنقر و كليايي

سنقر در لغت فارسي به معني « پرنده شكاري » است . از قدمت ديرينه اين شهر اطلاعات روشني در دست نيست ولي در دوره سلاجقه امراي سنقر به نام « آقا سنقر » معروف بوده اند . گفته مي شود كه شهر سنقر در ابتدا يك اردوگاه مغولي بود كه بعدها به شهر تبديل شده است .

در زمان شاه اسماعيل دوم صفوي حكومت سنقر به عهده « سولاق حسين تكلو » بود . در عصر شاه طهماسب اول حكومتي به نام سنقر و كلهر در اين ناحيه ايجاد و به خوانين زنگنه تفويض گرديد .

در سال 1017 هجري  قمري به حكم شاه عباس صفوي ، سنقر جزء تيول مصطفي پاشا فرزند اوزون احمد شد . به سال 1048 از طرف شاه صفي ، شاهرخ بيگ ( مهرآخور ) ، به حكومت سنقر ، هرسين ، كرمانشاه و بيستون منصوب شد .

در دوره افشاريه و زنديه سران ايل كليايي به حكومت سنقر ، منصوب شدند . سپس حكومت سنقر به خسروخان اردلان والي كردستان تفويض گرديد .

در زمان فتحعلي شاه قاچار فرزند وي فتح اله مهرزا به حكومت سنقر گماشته شد . سپس اين ناحيه با نواحي كنگاور ، ملاير و تويسركان يكي شده و تحت حكمفرمايي شاهزاده شيخعلي مهرزا - پس فتحعلي شاه - قرار گرفت . در زمان ناصرالدين شاه سنقر و كليايي ضميمه اسدآباد شد .

در حال حاضر شهرستان سنقر و كليايي از نوحي جالب توجه و زيباي استان كرمانشاه است كه در جلگه هموار و زيبايي واقع شده و اطراف آن را رودخانه ، سبزه زار ، باغات و بيشه زار فرا گرفته است و قلل كوههاي آن تا اواخر تابستان از برف زمستاني مي درخشد و از جهات طبيعي واجد ارزشهاي جهانگردي مي باشد .

 

قصرشيرين

قصرشيرين از شهرهاي بسيار قديمي ايران است . بناي اين شهر به خسرو پرويز ساساني منسوب است ، ولي در عصر هخامنشيان نيز آباد بوده است . در اطراف شهر فعلي ، ويرانه هاي قصرشيرين كهنه باقي مانده است كه گفته مي شود در زمان سلطنت خسروپرويز ، باغي وسيع با قصرهاي دلپذير و فرح انگيز بود و قصر زمستاني محبوبه او شيرين نيز در آن قرار داشته است . افسانه معروف شيرين و فرهاد از نام اين شهر اخذ شده است .

پس از حمله عربها ، قصرشيرين ويران گشت و تا سال 1270 هـ . ق مانند قصبه كوچكي باقي ماند . در جنگ جهاني اول ، قصرشيرين مرز سربازان دولتهاي آلمان و عثماني از يك طرف و روسيه و انگلستان از طرف ديگر بود . اين شهر هم اكنون گسترش يافته و به شهري بزرگ و جذاب تبديل شده است .

 

كنگاور

كنگاور يكي از شهرهاي قديمي ايران است كه قدمت آن به دوره ساساني مي رسد . بعد از شكست ايران ، عربها نام آن را قصراللصوص ناميدند . كنگاور به دليل همجواري با معبد باستاني آناهيتا ، اهميت ويژه اي داشته است . اين شهر تا زمان ساسانيان آباد بود ، ولي پس از غلبه عربها ويران شده است . در حال حاضر آثار قلعه خرابه سنگي معبد آناهيتا در محله گچ كن آن باقي مانده است .

جغرافيا نويس يوناني - « خاراكسي » - در فرن اول ميلادي از كنگاور تحت عنوان « گونگويار » ياد كرده است . تاريخ و جغرافيانويسان عرب از قرن چهارم هجري ، از اين ناحيه نام برده و اغلب آن را « كنگاور » نوشته اند . در اين شهر ، خسرو پرويز بر روي صفحه اي ، بناي ستون داراي از گچ و آجر ساخته بود .

ياقوت حموري در قرن هفتم هجري قمري نوشته است كه ساختمانهاي ساسانيان بيست ذرغ از سطح زمين بلندتر است . شهر كنگاور به دليل بقاياي كاخ يا معابد آناهيتا اشتهار ملي و جهاني دارد .

 

جوانرود

جوانرود همان محلي است كه حمداله مستوفي در نزهت القلوب از آن به عنوان « الاني » نام برده است . در حال حاضر نيز آب مشروب شهر جوانرود ، از آبسراب معروف « الاني » تامين مي شود . حمداله مستوفي از الاني يا جوانرود امروز به عنوان قصبه اي معتبر با هواي خوش ، آبهاي روان ، علفزارهاي نيكو ، شكارگاههاي خوب و ناحيهاي با محصولات غلات نام برده است .

در دوره شاه طهماسب صفوي جوانرود بيش از صد قريه داشته است و در اطراف آن قلعه هاي نيز وجود داشته است . درويش سلطان ( فرزند صفي خان سليمان گوران والي جوانرود ) بر خرابه هاي الاني ، قلعه و مسجد ، بازار و مدرسه ساخته است .

در دوران افشاريه و تا اواخر دوره زنديه مورد توجه خاص حكمرانان بوده است . در دوره قاجاريه ، حكومت جاف و جوانرود در دست برادر و فرزندان امان اله خان والي بود . امان اله خاني والي ، حكومت جاف و جوانرود را به محمد صادق خان پسرش واگذار نمود . حكومت جوانرود بعد از سال 1320 به يكي از بيك زادگان رستم بيك جاف واگذار شده بود . اين شهر در حال حاضر بسيار آباد و توسعه يافته است و طبيعيت و فضايي زيبا دارد .

 

گيلانغرب

شهرستان گيلانغرب از نواحي قديمي استان كرمانشاه است كه در نوشته هاي تاريخي نيز به كرات از آن نامبرده شده است . خرابه هاي روستاي گيلان در منتهي اليه جنوب جلگه كرمانشاه بر سر راه كرمانشاه به بغداد قرار دارد . اين خرابه ها كه به شكل امنيتي ساخته شده اند . در اين تپه ها آجرهاي بزرگ به سبك بابلي و به تعداد زياد پيدا شده كه نشانه هايي از قدمت تپه ها هستند و احتمالاً آتشكده هاي بزرگ مربوط به مغها بوده اند كه در دوره اشكانيان به يكي از خدايان محلي اختصاص داشته است . شهرستان گيلان غرب محل سكونت ايل بزرگ كلهر است و از گذشته هاي دور ، خوانين كلهر زمستانها را در اين منطقه سر مي كردند .

 

هرسين

هرسين يكي از نواحي باستاني استان كرمانشاه است . در اين ناحيه آثاري از دوره ساساني از جمله صفحه تراشيده كوه ، حوض سنگي ، طاق سنگي ، پلكان سنگي ن قلعه و آثاري  ديگر باقي مانده است . پيشينه تاريخي شهرستان هرسين با قدمت و تاريخ كرمانشاه عجين شده است . لسترنج در جغرافياي سرزمينهاي خلافت شرقي از قول حمداله مستوفي مي نويسد : « در همان حدود قلعه هرسين و در پاي آن قلعه كوچكي واقع بود و اين شهر كوچك هنوز در بيست ميلي جنوب شرقي كرمان باقي است . » صاحب عالم آراي سياسي در زمره جلوداران لشگر ايران در مقابل لشگر عثماني ، از شاه سلطان خدابنده لو حاكم هرسين نام مي برد . در دوره قاجاريه نيابت اين محل با امين الرعايا و فرزندان او بوده است . اين ناحيه در سالهاي اخير به شهرستان تبديل شده است .

 

صحنه

شهرستان صحنه يكي ديگر از بخشهاي شهرستان كرمانشاه بود كه در سالهاي اخير به شهرستان مستقلي تبديل شد است . محدوده اين شهرستان نيز در نواحي قديمي و تاريخي استان كرمانشاه است و آثار و بقاياي ادوار گذشته در آن به جا مانده اند .